یادداشتی از کتاب نوپای ناب (The Lean Startup) | بخش پنجم

خلاصه کتاب نوپای ناب  The Lean Startup
از اریک ریس

 

Amazon.com: The Lean Startup: How Today's Entrepreneurs Use Continuous Innovation to Create Radically Successful Businesses (9780307887894): Ries, Eric: Books

 

بخش پنجم

 

 

همانطور که در ابتدای مجموعه یادداشت های نوپای ناب بیان کردیم،مطالب این کتاب در سه بخش اصلی چشم انداز، هدایت و شتاب ارائه شده است. تا به این جا، بخش اول را به پایان رساندیم و چارچوب اصلی نوپای ناب را بررسی کردیم.

 

اگر بخواهیم مروری اجمالی و سریع بر اهم مطالب گذشته داشته باشیم تا مدخلی باشد جهت ورود به بخش دوم کتاب نوپای ناب اثر اریک ریز، می توانیم به مفهوم یادگیری معتبر یا Validated learning اشاره کنیم که آن را به عنوان سنجه ای مناسب برای اندازه گیری پیشرفت یک کسب و کار نوپا تعریف کرده و اهمیت بسیار آن را تبیین نمودیم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که کسب و کار نوپا در حقیقت تولید کننده مجموعه ای از آزمایش ها است که خروجی این آزمایش ها منجر به یادگیری این موضوع خواهد شد که چطور یک کسب و کار پایدار ایجاد می شود.

 

در بخش دوم به این موضوع خواهیم پرداخت که یک کسب و کار نوپا اساسا کاتالیزوری برای تبدیل ایده ها به محصولات است و برای این که این کار را به درستی انجام دهد باید فرایند اصلی نوپای ناب را طی نماید.

 

فرایند اصلی نوپای ناب عبارت است از حلقه بازخورد ساخت، اندازه گیری و یادگیری که در زیر مشاهده می کنید.

 

 


هر فرد با توجه به استعداد و توانایی هایی که دارد و آموزش هایی که در طول زندگی می بیند معمولا در یکی از اجزاء این حلقه توانمندی و درک بیشتر و بهتری دارد، مثلا معمولا مهندس ها در لایه ی محصول بسیار مسائل را خوب تحلیل می کنند و به قول معروف سوارِ کار هستند، در مقابل برخی مدیران در برنامه ریزی استراتژیک دور از واقعیت تبحر خاصی دارند و یا برخی کارآفرینان فقط توجه خود را صرف ایده پردازی می کنند و وسواس کشنده ای را برای نمونه اولیه به خرج می دهند، همانطور که حتما تا کنون متوجه شده اید اجزاء این حلقه به تنهایی هیچ اهمیتی ندارند و در کنار هم معنادار می شوند.

 

از طرفی اریک ریز در نوپای ناب معتقد است که مهمترین اصل این حلقه هیچ یک از اجزاء آن نیست بلکه آن چه در این خصوص اهمیت دارد سریع و سریع تر طی کردن آن است، بنابراین برای شما به عنوان یک کارآفرین ضروری است تا انرژی خود را روی حداقل کردن زمان طی نمودن کل این حلقه ی بازخورد متمرکز کنید.

این موضوع شالوده ی هدایت یک کسب و کار نوپا است که موضوع بخش دوم کتاب نوپای ناب است که پیرامون هریک از اجزاء آن و چگونگی سرعت بخشیدن به طی نمودن آن به تفصیل بحث خواهیم کرد.

 

قبلا گفتیم که یک کسب و کار نوپا کارخانه ای است که با تمرکز بر یادگیری معتبر گزاره ها و فرضیاتی را اعتبار سنجی می کند و این کار را باید با اجرای روش علمی پیش ببرد که ما قصدمان تصویر کردن همین روش علمی است.

 

اریک ریز برخی از این فرضیات که باید مورد آزمایش قرار بگیرند را بسیار مهم و حیاتی تر از سایر موارد می داند و رد یا تایید آن ها را مسبب حیات و ممات کسب و کار می پندارد.

 

او این فرضیات پر اهمیت را leap of faith می داند که الحق و الانصاف ترجمه آن به یک معادل فارسی دشوار است و باید آن را توضیح داد هرچند در ترجمه این کتاب و در نسخه منتشر شده توسط انتشار ستکا این عبارت معادل "فرضیات گمان جهشی" در نظر گرفته شده است.

 

 

119 Businessman Hurdle Jump Photos - Free & Royalty-Free Stock Photos from Dreamstime

 

 

و اما اصل موضوع، معنی و مفهوم leap of faith یا همان فرضیات گمان جهشی عبارت است از:

 

باور کردن و پذیرفتن مواردی خارج از چارچوب معمول و متعارف عقل.

 

اما صرف نظر از این عبارات و گرفتاری های ترجمه منظور از فرضیه های گمان جهشی  فرضیاتی است که بیشترین ریسک را در برنامه ی یک کسب و کار نوپا دارند، فرضیاتی که همه چیز به صحت و سقم آن ها بستگی دارد.

 

اریک ریز دو فرضیه گمان جهشی بسیار مهم مربوط به ارزش یا Value و همینطور فرضیه ی رشد یا Growth را اصلی ترین این فرضیات می داند.

 

اما پس از طرح فرضیات گمان جهشی چه باید بکنیم؟

 

بعد از پشت سر گذاشتن طرح فرضیات گمان جهشی، اولین قدم ورود سریع به مرحله ساختن یک کمینه محصول پذیرفتنی(MVP) یا یا Minimum viable product است.

 

کمینه محصول پذیرفتنی نسخه ای از محصول است که امکان یک چرخش کامل در حلقه­ ی ساختن-اندازه گیری-یادگیری که در یادداشت قبل به آن پرداختیم را با حداقل میزان تلاش و کمترین زمان توسعه محصول فراهم می کند.

 

نکته جالب توجه در مورد MVP این است که این محصول باید برای ارزیابی و سنجش صحت فرضیات اولیه به دست مشتریان بالقوه برسد تا تصمیمات آتی بر مبنای واکنش آن ها اتخاذ شوند نه این که صرفا محصولی باشد که طراحان و مهندسان و اعضای تیم با آن سر و کله بزنند.

 

Don't Build a MVP!. A popular term in the startup world is… | by J Cornelius | The Startup | Medium

 

حالا پس از این که این محصول به مشتریان بالقوه عرضه شد، باید با اندازه گیری شاخص هایی ارزیابی کنیم که اقبال بازار به آن محصول چگونه بوده است، روشی که اریک ریز در نوپای ناب برای این کار معرفی می کند "حسابداری نوآورانه" است.

 

حسابداری نوآوری روشی است کمی که نمایان گر میزان توفیق محصول در بازار با توجه به فعالیت های انجام شده است.

 

انتخاب سنجه های مناسب برای استفاده در حسابداری نوآوری کار بسیار حساس و ظریفی است که در یادداشت های بعدی حتما مفصلا به آن خواهیم پرداخت.

 

سپس به آخرین و شاید مهمترین نقطه از مدل نوپای ناب می رسیم، یعنی چرخش یا Pivot. پس از طی کردن سریع و مکرر حلقه ­ی بازخورد ساختن-اندازه گیری-یادگیری با سخت ترین سوال هر کارآفرین مواجه می شویم:

 

آیا استراتژی اصلی را تغییر دهیم یا نه، حفظش کنیم؟

 

طبیعتا اگر تشخیص دهیم یکی از فرضیات ما غلط است، لاجرم باید تغییری در خور در استراتژی کسب و کار بدهیم، یعنی اگر فرضیه از فرضیات اصلی بود ایجاب می کند تا تغییر زیادی را در استراتژی اعمال نماییم و به همین شکل این روند را به صورت تکرار پذیر طی کنیم تا محصول اصطلاحا به market fit برسد.