پندار

میکی چشم آبی

میکی چشم آبی

«مایکل فلگیت»، جوان انگلیسی مقیم منهتن، یک شرکت موفق حراج اشیای هنری کم یاب و با ارزش را می گرداند. وقتی «مایکل» با «جینا» آشنا می شود، بلافاصله از او خوشش می آید و سه ماه بعد از او تقاضای ازدواج می کند. اما «جینا» می گوید که به خاطر خانواده اش، «مایکل» هرگز نباید ازدواج با او را به ذهن خود خطور دهد. کمی بعد «مایکل» به مشکل خانواده ی «جینا» پی می برد: «فرانک»، پدر «جینا»، یک سردسته ی مافیایی است...

An English auctioneer proposes to the daughter of a mafia kingpin, only to realize that certain "favors" would be asked of him.

1999

Comedy

Crime

Romance

نبض امروزمهم‌ترین اتفاق‌ها در رادار پندارهمهٔ سرخط‌ها ←
ویترین امروزکتاب، فیلم و سریال در پندارپیشخوان کتاب ←

موضوعات را دنبال کن

موضوع‌هایی که برایت مهم‌اند را انتخاب کن (روی این دستگاه ذخیره می‌شود).