پندار

زنان سرپرست خانوار در چنبره فقر

زنان سرپرست خانوار در ایران گروهی ناهمگون از زنان هستند که با چالش‌های پیچیده‌ای از قبیل فقر، تبعیض جنسیتی و ناامنی اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

پدیده زنان سرپرست خانوار در ایران که شمار آن‌ها بنا بر آمارهای رسمی به ۶ تا ۷ میلیون نفر می‌رسد، نه یک گروه جمعیتی همگون، بلکه مجموعه‌ای متنوع از افراد با شرایط اقتصادی، سنی و جغرافیایی متفاوت است. بر اساس تحلیل‌های بایز افروزی، مددکار اجتماعی، این زنان را می‌توان به دو دسته «عائله‌مند» (دارای فرزند یا والدین تحت تکفل) و «خودسرپرست» (تک‌نفره) تقسیم کرد که هرکدام با اقتضائات زیستی متفاوتی روبرو هستند.

توزیع جغرافیایی این زنان نیز الگوهای متفاوتی را نشان می‌دهد. برای مثال، در حالی که استان‌هایی مانند تهران و خراسان بیشترین تعداد مطلق زنان سرپرست خانوار را دارند، بررسی نسبت آن‌ها به کل جمعیت استان، سیستان و بلوچستان را در جایگاه نخست قرار می‌دهد. همچنین، نوع سرپرستی در مناطق مختلف متفاوت است؛ به طوری که در سیستان و بلوچستان اکثریت با زنان عائله‌مند و در خراسان با زنان خودسرپرست است.

تفاوت در توانمندی اقتصادی این گروه بسیار حائز اهمیت است. برخلاف تصور عمومی مبنی بر آسیب‌پذیری مطلق تمامی این زنان، حدود نیمی از آن‌ها (به‌ویژه در کلان‌شهرها) دارای تحصیلات عالی و شغل مناسب هستند و توان مدیریت معیشت خود را دارند. اما بیش از ۵۰ درصد باقی‌مانده، عمدتاً ساکن مناطق محروم و حاشیه‌نشین هستند که به دلیل کم‌سوادی یا نبود مهارت، در چرخه‌ای از فقر مطلق گرفتار شده‌اند.

اصطلاح «زنان سرپرست خانوار» که جایگزین تعابیر نادرست و توهین‌آمیز گذشته شده، بازتاب‌دهنده تغییری در نگرش‌های فرهنگی است. با این حال، بسیاری از این زنان نه به خواست خود، بلکه به دلیل تحمیل تنهایی در شرایطی سخت زندگی می‌کنند. برای این گروه، استقلال مالی نه یک موهبت، بلکه نیازی مبرم است که با موانع ساختاری بازار کار و تورم شدید روبرو است.

تبعیض‌های اجتماعی همچنان یکی از بزرگترین سدهای پیش روی این زنان است. محدودیت در تعاملات اجتماعی، دشواری در اجاره مسکن به دلیل کلیشه‌های فرهنگی و موانع قانونی، فشار زندگی را بر این قشر دوچندان کرده است. در این میان، نهادهایی مانند کمیته امداد و سازمان بهزیستی با ارائه مستمری یا وام‌های خوداشتغالی تلاش‌هایی برای حمایت انجام می‌دهند، اما به عقیده کارشناسان، رقم این کمک‌ها در برابر تورم ناچیز است.

کودکان این خانواده‌ها نیز بیشترین آسیب را از وضعیت مادرانشان متحمل می‌شوند. فقر مزمن باعث می‌شود بسیاری از این کودکان تحصیل را رها کرده و زودهنگام وارد بازار کار شوند. در مورد دختران این خانواده‌ها نیز، خطر ازدواج‌های زودهنگام به عنوان راهکاری ناشیانه برای فرار از فقر، به یک بحران جدی تبدیل شده است.

نبض امروزمهم‌ترین اتفاق‌ها در رادار پندارهمهٔ سرخط‌ها ←
ویترین امروزکتاب، فیلم و سریال در پندارپیشخوان کتاب ←

موضوعات را دنبال کن

موضوع‌هایی که برایت مهم‌اند را انتخاب کن (روی این دستگاه ذخیره می‌شود).