مثلاً «نامههای کمالالملک»، «مونا برزویی»، «بخارا» یا «هوش مصنوعی»
آزمون سخت پیمان مکه
اجرایی شدن تعهدات دفاعی پیمان مکه میان عربستان، ترکیه و پاکستان و تصمیم برای اعزام نیرو، آنکارا و اسلامآباد را در آزمونی دشوار برای مهار تهدیدات بدون ورود مستقیم به جنگ یمن قرار داده است.
در پی تحولات امنیتی خاورمیانه، نمایندگان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه در ریاض تصمیم گرفتند تعهدات دفاع جمعی موسوم به «پیمان مکه» را اجرایی کنند. این تصمیم شامل فراهم کردن نیروها و امکانات نظامی توافقشده و اعزام سریع آنها به عربستان است، که نشاندهنده گذر این توافق از مرحله همبستگی صرف سیاسی به آستانه حضور عملیاتی است. با این حال، تصمیم به اعزام نیرو با تایید ورود نهایی یا آغاز عملیات رزمی تفاوت دارد و بیانیههای رسمی جزئیات دقیق نوع عملیات را مسکوت گذاشتهاند.
توافق دفاع مشترک مکه در مرداد ۱۴۰۵ میان محمد بن سلمان، رجب طیب اردوغان و شهباز شریف امضا شد و بر اساس آن، حمله به یکی از سه کشور، حمله به همه آنها تلقی میشود. این توافق بر پایه همکاریهای پیشین از جمله پیمان دفاع متقابل میان عربستان و پاکستان در شهریور ۱۴۰۴ بنا شده و با پیوستن ترکیه به عنوان ضلع سوم، ظرفیت صنعتی و نظامی تازهای یافته است. برای حل مشکل ناهماهنگی عملیاتی میان ارتشهای این کشورها، ساختاری سازمانی شکل گرفته و سپهبد بازنشسته پاکستانی، نعمان محمود، به عنوان نخستین دبیرکل این پیمان برای دورهای سهساله برگزیده شده است.
محرک اصلی و فوری نشست ریاض، حملات حوثیها به عربستان و تأسیسات آن بوده است؛ حملاتی که از سوی بیانیه سه کشور محکوم شد. همزمان، عربستان عملیاتی را برای عقب راندن حوثیها در نزدیکی بابالمندب آغاز کرده، اما تاکنون هیچ نشانه یا نقشی از سوی ترکیه و پاکستان در این عملیات رزمی گزارش نشده است. این تفکیک میان دفاع از خاک عربستان و مشارکت در حملات آفندی علیه یمن، همان «راه در رو» و ابزار دیپلماتیکی است که به آنکارا و اسلامآباد امکان میدهد تا از ورود مستقیم به باتلاق جنگ یمن پرهیز کنند.
برای پاکستان، این موضوع اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا اسلامآباد همواره برای سرپا نگاه داشتن اقتصاد خود به کمکهای مالی سعودی وابستگی داشته، اما تلاش کرده است از درگیری در مناقشات نظامی ریاض فاصله بگیرد. در سال ۱۳۹۴ نیز پارلمان پاکستان با مداخله نظامی در یمن مخالفت کرده بود. اکنون نیز مقامهای پاکستانی و ترکیهای تأکید دارند که این پیمان علیه کشور مشخصی نیست و ماهیتی کاملاً دفاعی دارد، رویکردی که مانع از کشیده شدن پای آنها به جبهههای ناخواسته میشود.
تقارن نشست ریاض با برگزاری جلسهای در کمپدیوید آمریکا به ریاست جیدی ونس، ابعاد فرامنطقه بحران را برجستهتر کرد. گزارشها حاکی از آن است که ریاض از واشنگتن خواسته به حوثیها حمله هوایی کند، اما دولت آمریکا تمایلی به گسترش درگیریها نشان نداده است. این رویکرد دوگانه نشان میدهد که وجود تهدید مشترک لزوماً به معنای هماهنگی تام میان همه شرکا در زمینه زمانبندی و هزینههای اقدام نظامی نیست و عربستان ناچار است امنیت خود را از مسیر شرکای جدید پیگیری کند.
در تهران، حوثیها و گروههای مقاومت از جایگاه ویژهای برخوردارند و حمایت ایران از آنها، معادلات یمن را به سطح کلان منطقهای پیوند میزند. بنابراین، آزمون اصلی پیمان مکه این است که چگونه میتوان بدون قرار گرفتن در برابر ایران و ورود به جنگی تمامعیار، از امنیت عربستان دفاع کرد. موفقیت یا ناکامی این پیمان به حدود دقیق ماموریتها، قواعد درگیری و کانالهای دیپلماتیکی بستگی دارد که مشخص خواهند کرد آیا آنکارا و اسلامآباد میتوانند سیاست «نه سیخ بسوزد و نه کباب» را با موفقیت اجرا کنند یا خیر.