مثلاً «نامههای کمالالملک»، «مونا برزویی»، «بخارا» یا «هوش مصنوعی»
نسل زد و رهبر سیاسی مطلوبش
جان کلام میزگرد ایران مانا: نسل زد و رهبر سیاسی مطلوبش
مهمانان: سجاد فتاحی و عباس سوری. میزبان: بنیامین، که خود را نمایندهٔ نسل زد معرفی میکند. این بازگویی بر پایهٔ متن ارائهشده است؛ نام زاگرس رشیدی که بر پروندهٔ اولیه آمده بود، متعلق به این گفتوگو نیست. تاریخ دقیق انتشار و پیوند برنامه ارائه نشده است.
نسل زد از نگاه فتاحی
فتاحی بازهٔ تولد نسل زد را از میانهٔ دههٔ ۱۳۷۰ تا اوایل دههٔ ۱۳۹۰ توصیف میکند و سهم آن را کمی کمتر از نیمی از جمعیت ایران میخواند. این برآورد جمعیتی، گفتهٔ اوست و در متن ارائهشده منبع آماری مشخصی ندارد. اهمیت این نسل از نگاه او، ورود به کنشگری سیاسی و تفاوت سریع ایدهها، سبک زندگی و شیوهٔ ارتباط، بر اثر فناوری است.
دیجیتالمحوری و مقایسه
فتاحی گوشی و لپتاپ را دریچهٔ اصلی شناخت این نسل میداند. در تحلیل او، مقایسهٔ مداوم زندگی با ایران پیش از انقلاب، کشورهای همسایه و همنسلان در جهان، نارضایتی و خواست تغییر را بالا میبرد. استقلال فردی، حساسیت به تفاوتها، واقعگرایی اقتصادی و خودآموزی را نیز از ویژگیهای آن میخواند. قطع اینترنت، در این چارچوب، قطع ارتباط واقعی تلقی میشود.
دانش، احترام و شبکهسازی از نگاه سوری
سوری بر پایهٔ تجربهٔ دانشگاه و کار میگوید دانستن بهتنهایی برای این نسل فضیلت یا مبنای اطاعت نیست؛ ادب و رفتار فرد مهمتر است و ادعاهای استاد نیز قابل پرسشاند. او دانش را «شناور» و «نسبتمند» توصیف میکند و از مخالفت با انحصار و کنترل فراتر از قانون و توان بالای شبکهسازی با همفکران در جهان سخن میگوید.
فروریختن مرز واقعی و مجازی
از نظر سوری، دوستی آنلاین برای این نسل دوستی واقعی است. او جداکردن اطلاعات از حامل آن را زمینهٔ احترام به انسان، مستقل از میزان دانش و جایگاهش، میداند و آن را به رواداری مرتبط میکند. در برداشت او، اخلاقی وظیفهگرا شکل میگیرد که هدف، وسیله را توجیه نمیکند و دروغ مصلحتی پذیرفته نیست. مثال آمبولانس در رخدادهای ۱۴۰۱، مثالی است که خود او برای این بحث مطرح میکند.
ویژگیهای سیاسی؛ میانگین، نه حکم دربارهٔ همه
فتاحی تأکید میکند این توصیفها به همهٔ افراد نسل تعمیم ندارد. به نظر او مقایسهگری، نقد وضع موجود و توجه به شعار تغییر را بیشتر میکند. نبود بنیاد ایدئولوژیک سخت، پذیرش سهمی از حقیقت در دیدگاههای مختلف و تغییر منشأ مشروعیت، از نظر او با گرایش دموکراتیک و سکولار همراهاند. سوری سکولاریسم را در این بحث از دینستیزی جدا میکند.
هویت ایرانی و تاریخ پیوسته
فتاحی و سوری معتقدند نسل زد به هویت ایرانی و گذشتهٔ پیش از جمهوری اسلامی و اسلام توجه دارد، اما تاریخ را یکپارچهتر میبیند. آنان این روحیه را به حکمت متکثر و روادار ایرانی، از حافظ و خیام تا مولانا و سهروردی، نزدیک میدانند. این پیوند فرهنگی، تفسیر مهمانان است، نه ویژگی اثباتشدهٔ همهٔ افراد نسل.
زیستن در لحظه
بنیامین از ستایش زندگی و زیستن در لحظه سخن میگوید و سوری آن را با خیام و رند حافظ مقایسه میکند. آنان برداشت نسلهای پیشین از این ویژگی بهعنوان بیتوجهی به فردا را نقد میکنند؛ از نگاه سوری، نسل جدید چیزی را زندگی میکند که نسلهای پیشین بیشتر در ادبیات میخواندند.
رهبر مطلوب؛ صورت آرمانی فتاحی
فتاحی از نمایندهای سخن میگوید که مذهبیِ سختگیر و اقتدارگرا نباشد، پیوند پررنگی با حکومت موجود نداشته باشد و نماد تغییر، آزادی، هویت ایرانی و پیشرفت باشد. در این الگو، ایدئولوژی راست و چپ ابزار خدمتاند؛ رابطهٔ خوب با جهان و توجه به آینده اهمیت دارد و انتخاب میان بد و بدتر جذاب نیست. این فهرست، صورت آرمانی پیشنهادی اوست.
کارکرد حکومت مهمتر از نام آن
فتاحی میگوید نظام سیاسی واحدی مورد اتفاق این نسل نیست و جمهوری سکولار و پادشاهی دموکراتیک میتوانند برایش کمابیش هموزن باشند؛ معیار اصلی را دموکراتیک و سکولار بودن میداند. به نظر او، اختلاف این دو گرایش کمتر از نسلهای پیشین دوستیها را مختل میکند. دادههای مورد اشاره در متن ارائهشده معرفی نشدهاند.
محافظهکاری نوین از نگاه سوری
سوری بازگشت به میراث را با بیهویتی جهان پسااطلاعات ناسازگار میداند، اما معتقد است فرد امروزی ابتدا خود و ظرفیت زایشش را میگذارد و سپس میراث را. او این را «محافظهکاری نوین ایران» مینامد و از فروغی، داور، صفا و قزوینی مثال میآورد. جمعبندی او بر برتری زایش بر حفظ صرف در دورههای شکوفایی فرهنگی تکیه دارد.
چرا اصلاحات جذاب نیست؛ روایت میزبان
بنیامین مخالفت بخشی از نسل زد با جریان اصلاحات را به نخواستن فداکردن امروز برای فردا نسبت میدهد. او میگوید این نسل به جریانی نزدیک میشود که دغدغههایش را جدی بگیرد و ممکن است گرایش خود را سریع تغییر دهد. این توصیف، نظر میزبان است، نه نتیجهٔ یک پیمایش معرفیشده.
جمعبندی فتاحی
فتاحی به ظرفیت اجتماعی کنونی برای تحقق آرمانهای حکمت و توسعهٔ ایرانی خوشبین است. او معتقد است خواست توسعه و پتانسیل اجتماعی آن همزمان وجود دارند و حکومتی که این نسل را نمایندگی کند میتواند زمینهٔ شکوفایی را فراهم کند. تأکید پایانی او این است که ایران را نباید به جمهوری اسلامی فروکاست و نمایندگی این نسل مسئولیتی سنگین دارد.
منبع: میزگرد کانال ایران مانا با سجاد فتاحی و عباس سوری، به میزبانی بنیامین؛ نقل و بازگویی از متن ارائهشده.
سجاد فتاحی و عباس سوری، در میزگرد ایران مانا به میزبانی بنیامین، دربارهٔ دیجیتالمحوری، هویت ایرانی، آزادی فردی، سکولاریسم و ویژگیهای رهبر سیاسی مطلوب نسل زد گفتوگو میکنند. گفتههای میزبان و مهمانان جداگانه بازگو شدهاند.